تبلیغات

ابزار رایگان وبلاگ

::: مثل خدا :::
دانشنامه مهدویت
همراه با قرآن
دانشنامه عاشورا
حدیث
وصیت نامه شهدا
یادگار انقلاب
همراه با مثل خدا
نظر سنجی
چه موقعی از روز با خدای خودتون درد دل میکنید ؟









آزادی در مقابل بردگی، اصطلاحی حقوقی و اجتماعی است، امّا «آزادگی» برتر از آزادی است و نوعی حریّت انسانی و رهایی انسان از قید و بندهای ذلّت آور و حقارت بار است. تعلّقات و پای‌بندی‌های انسان به دنیا، ثروت، اقوام، مقام، فرزند و... در مسیر آزادی روح او، مانع ایجاد می‌كند. اسارت در برابر تمنّیات نفسانی و علقه‌های مادّی،نشانة ضعف ارادة بشری است. 

وقتی كمال و ارزش انسان به روح بلند و همّت عالی و خصال نیكوست، خود را به دنیا و شهوات فروختن، نوعی پذیرش حقارت است و خود را ارزان فروختن. 

علی ـ علیه السّلام ـ می فرماید: 

«اَلا حُرُّ یَدَعُ هذِهِ اللّماظَةَ لِأهْلِها؟ اِنَّهُ لَیْسَ لِأَنْفُسِكُمْ ثَمَنٌ اِلاَّ الْجَنَّةُ فَلا تبیعُوها اِلاّ بِها.»

آیا هیچ آزاده‌ای نیست كه این نمی‌خورده (دنیا) را برای اهلش واگذارد؟ 


یقیناً بهای وجود شما چیزی جز بهشت نیست، پس خود را جز به بهشت نفروشید. 

آزادی در آن است كه انسان كرامت و شرافت خویش را بشناسد و تن به پستی و ذلّت و حقارت نفس و اسارت دنیا و زیر پا نهادن ارش‌های انسانی ندهد. 

در پیچ و خم‌ها و فراز و نشیب‌های زندگی، گاهی صحنه‌هایی پیش می آید كه انسان‌ها به خاطر رسیدن به دنیا یا حفظ آنچه دارند یا تأمین تمنیّات و خواسته‌ها یا چند روز زنده ماندن، هرگونه حقارت و اسارت را می‌پذیرند. امّا احرار و آزادگان، گاهی با ایثار جان هم، بهای «آزادگی» را می پردازند و تن به ذلّت نمی‌دهند. 

امام حسین ـ علیه السّلام ـ فرمود: 

«مَوْتٌ فی عِزٍّ خَیْرٌ من حیاةٍ فی ذُلٍّ»
مرگ با عزت بهتر از حیات ذلیلانه است. 

این نگرش به زندگی، ویژه آزادگان است. نهضت عاشورا جلوة بارزی از آزادگی در مورد امام حسین ـ علیه السّلام ـ و خاندان و یاران شهید اوست و اگر آزادگی نبود. امام تن به بیعت می‌داد و كشته نمی‌شد. وقتی می‌خواستند به زور از آن حضرت بیعت به نفع یزید بگیرند، زیر بار نرفت. منطقش این بود كه: 

«لا وَ اللهِ لا اُعْطیهم بِیَدی اِعْطاءَ الذّلیلِ و لا اُقِرُّ اِقرارَ العبید»
نه به خدا سوگند، نه دست ذلّت به آنان میدهم و نه چون بردگان تسلیم حكومت آنان میشوم. 

صحنة‌ كربلا نیز جلوة دیگری ز این آزادگی بود كه از میان دو امر شمشیر یا ذلّت، مرگ با افتخار را پذیرفت و به استقبال شمشیرهای دشمن رفت و فرمود: 

«اَلا و انَّ الدَّعِیَّ بْنَ الدَّعِیَ قَدْرَ كَزَنی بَیْنَ الثْنَتَیْنِ: بَیْنَ السِّلَّةِ وَ الذِّلَّةِ وَ هَیْهاتَ مِنَّا الذِّلَّةُ»
بر ما گمان بردگی زور برده‌اند

ای مرگ، همتی،! كه نخواهیم این قیود در نبرد روز عاشورا نیز، هنگام حمله به صفوف دشمن این رجز را می‌خواند: 

اَلْمَوْتُ اَوْلی مِن رُكُوبِ الُعار 


وَ الْعارُ اَوْوی مِن دُخُولِ النّارِ
مرگ، بهتر از ننگ و ننگ بهتر از آتش دوزخ است. 

روح آزادگی امام، سبب شد حتی در آن حال كه مجروح بر زمین افتاده بود نسبت به تصمیم سپاه دشمن برای حمله به خیمه‌های زنان و فرزندان، برآشوبد و آنان را به آزادگی دعوت كند: 

«ان لَم یَكُن لَكُمْ دینٌ وَ كُنْتُمْ لا تَخافُونَ الُمَعادَ فَكُونُوا اَحْراراً فی دُنْیاكُمْ»

گر شما را به جهان بینش و آیینی نیست
لااقل مردم آزاده به دنیا باشید

فرهنگ آزادگی در یاران امام و شهدای كربلا نیز بود. حتّی مسلم بن عقیل پیشاهنگ نهضت حسینی در كوفه نیز، هنگام رویارویی با سپاه ابن زیاد رجز زیر را می‌خواند و می‌جنگید: 

اَقْسَمْتُ لا اُقتَلُ اِلاّ حُرّاً

وَ اِنْ رَأیتُ الْمَوْتَ شَیْئاَ نُكراً


هر چند كه مرگ را چیز ناخوشایندی می‌بینم. ولی سوگند خورده‌ام كه جز با آزادگی كشته نشوم. جالب اینجاست كه همین شعار و رجز را عبدالله، پسر مسلم بن عقیل، در روز عاشورا هنگام نبرد در میدان كربلا می‌خواند. این نشان‌دهندة پیوند فكری و مرامی این خانواده براساس آزادگی است. 

دو شهید دیگر از طایفة غفار، به نام‌های عبدالله و عبدالرحمان، فرزندان عروه، در رجزی كه در روز عاشورا می‌خواندند، مردم را به دفاع از «فرزندان آزادگان» می‌خواندند. و با این عنوان، از آل پیامبر یاد می‌كردند: «یا قوم ذودوا عَن بنیِ الأحرار...» 

مصداق بارز دیگری از این حریّت و آزادگی. حرّ بن یزید ریاحی بود. آزادگی او سبب شد كه به خاطر دنیا و ریاست آن، خود را جهنمی نكند. و بهشت را در سایة شهادت خریدار شود. توبه كرد و از سپاه ابن زیاد جدا شد. به حسین ـ علیه السّلام ـ پیوست و صبح عاشورا در نبردی دلاورانه به شهادت رسید. وقتی حرّ نزد امام حسین ـ علیه السّلام ـ آمد، یكی از اصحاب حضرت، با اشعاری مقام آزادی و حریّت او را ستود: 

لَنِعْمَ الحُرُّ بَنی رِیاحٍ

وَ حُرٌّ عِنْدِ مُخْتَلَفِ الرِّماحِ


چون به شهادت رسید، سیّدالشهدا ـ علیه السّلام ـ بر بالین او حضور یافت و او را حرّ و آزاده خطاب كرد و فرمود: همانگونه كه مادرت نام تو را حرّ گذاشته است، آزاده و سعادتمندی، در دنیا و آخرت: 

«اَنْتَ حُرُّ كَما سَمَّتكَ اُمُّكَ، وَ اَنْتَ حرُّ فِی الدُّنْیا وَ اَنتَ حُرُّ فِی الآخَرة». 

اگر آزادیخواهان و آزادگان جهان، در راه استقلال و رهایی از ستم و طاغوت‌ها می‌جنگند و الگویشان قهرمانی‌های شهدای كربلاست، در سایة همین درس «آزادگی» است كه ارمغان عاشورا برای همیشة تاریخ است. انسان‌های آزاده، در لحظات حساس و دشوار انتخاب، مرگ سرخ و مبارزه خونین را بر می‌گزینند و فداكارانه جان می‌بازند تا به سعادت شهادت برسند و جامعة خود را آزاد كنند. 




طبقه بندی: محرم و امام حسین (ع)،
آخرین مطالب
درباره وبلاگ

عصر یک جمعه دلگیر دلم گفت بگویم
بنویسم که چرا عشق به انسان نرسیده است
چرا آب به گلدان نرسیده است
چرا لحظه باران نرسیده است
هر کس که در این خشکی دوران
به لبش جان نرسیده است به ایمان نرسیده است
و هنوزم که هنوز است ، غم عشق به پایان نرسیده است
بگو حافظ دلخسته ز شیراز بیاید
بنویسد که هنوزم که هنوز است
چرا یوسف گمگشته به کنعان نرسیده است
چرا کلبه احزان به گلستان نرسیده است
خداوند گواه است دلم چشم به راه است
ودرحسرت یک پلک نگاه است
ولی حیف نصیبم فقط آه است
تویی آئینه ،روی من بیچاره سیاه است
وجا دارد از این شرم بمیرم که بمیرم
عصر این جمعه دلگیر وجود تو کنار
دل هر بی دل آشفته شود حس
مجموعه مثل خدا
مجموعه مثل خدا
آمار سایت
بازدیدهای امروز : 1 نفر
بازدیدهای دیروز : 1 نفر
كل بازدیدها : 6 نفر
بازدید این ماه : 4 نفر
بازدید ماه قبل : 2 نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :