تبلیغات

ابزار رایگان وبلاگ

::: مثل خدا :::
دانشنامه مهدویت
همراه با قرآن
دانشنامه عاشورا
حدیث
وصیت نامه شهدا
یادگار انقلاب
همراه با مثل خدا
نظر سنجی
چه موقعی از روز با خدای خودتون درد دل میکنید ؟








فتلقی آدم من ربه كلمات فتاب علیه انه هو التواب الرحیم .

سوره بقره آیه 37

ابن عباس گوید كه پیامبر فرمودند : زمانی كه خداوند آدم را خلق كرد و از روح خود در وی دمید آدم عطسه كرد .

 خدای بزرگ به او الهام فرمود تا بگوید الحمد لله رب العالمین .

پس خدای به او گفت : پروردگارت ترا در رحمت قرار داد .

پس آن هنگام كه فرشتگان بـر او سجده كردند به خود بالید و به پروردگارش عرض كرد آیا آفریده ای از من محبوب تر داری ؟

 پس جوابی نشنید سپس سؤالش را دوباره تكرار كرد . باز هم جوابی نشنید . برای بار سوم سؤالش را تكرار كرد . باز جوابی نیامد .

 آن گاه خـدای  بزرگ فرمود  :  آری آفریده هایی برتر  از تو هستند كه اگر آنان نبودند ترا هم نمی آفریدم . آدم گفت : آنان را به من نشان بده .

پس خدای متعال به فرشتگان حجاب فرمان داد تا پرده ها برگیرند .چون حجاب و پرده ها برگرفته شد .

 آدم پنج روح نورانی در بالای عرش الهی بدید .

 آدم گفت : پروردگارا اینان كیستند ؟

خطاب آمد ای آدم ! این محمد پیامبر من است

                          و این علی امیر مؤمنان است ( پسر عموی پیامبر و جانشین اوست )

                          و این فاطمه دختر پیامبرم است

                          و این دو حسن و حسین فرزندان علی و نوادگان پیامبراند .

 سپس خدای متعال فرمود : ای آدم اینان فرزندان تواند

 آدم بسیار خشنود شد .

آن گاه كه دچار اشتباه و خطا گردید . آدم گفت :

پروردگارا ! از تو می خواهم به حق محمد و علی و فاطمه و حسن و حسین تا بیامرزی ام و از من درگذری .

 پس خدای مهربان بخاطر این قسم از او درگذشت .

  صاحب كتاب « در ثمین » در تفسیر آیه شریفه قرآن

فتلقی آدم من ربه كلمات فتاب علیه انه هو التواب الرحیم .

سوره بقره آیه 37

منظور از كلمات نام پنج تن آل عبا است : محمد ، علی ، فاطمه ، حسن و حسین .

آدم ساق عرش را نگاه كرد و نام های پیامبر و امامان معصوم را دید . آن گاه فرشته جبرئیل به او گفت :

               ای آدم بگو :

                              یا حمید بحق محمد

                              یا علی بحق علی

                              یا فاطر بحق فاطمه

                              یا محسن بحق الحسن و الحسین

                               و منك الاحسان .

               ای خدای ستوده بحق محمد

               ای خدای برتر بحق علی

               ای خدای پدید كننده بحق فاطمه

               ای خدای احسان كننده بحق حسن و حسین

               و احسان و خوبی تنها از توست .

آدم وقتی نام حسین را یاد كرد ، اشكش جاری شد و دلش خاشع و نرم شد و گفت برادرم جبرئیل در یاد پنجمین دلم شكست و اشكهایم روان شد . فرشته جبرئیل گفت : این فرزندت مصیبتی خواهد دید كه همه مصیبتها نزد آن كوچك است .

آدم پرسید برادرم كدام مصیبت ؟

حسین با لب عطشان كشته می شود در حالی كه غریب و یكه و تنها است ناصر و معینی ندارد و اگر ای آدم او را ببینی او می گوید :

     وا عطشاه ، و اقله ناصراه .

تا آنجا كه تشنگی بین دیدگانش و آسمان چون غبار دودی فاصله می افكند و دیگر دید چشمانش كم سو می گردد .

پس كسی او را جواب و پاسخی نمی دهد . مگر با شمشیر و نوشیدن مرگ . پس آن گاه سر از تن او جدا می كنند چون گوسفندی كه او را ذبح می كنند و دشمنان به چادر های او حمله ور می شوند. و سرهایشان و سرهای یارانشان در میان شهرها بگردش در می آید و در حالیكه زنان اسیر و دربند همراه هستند .

این چنین مصائبی از خدای واحد منان گذشته است و فهمیده می شود . پس آدم بسیار گریست چون مادری فرزند از دست داده .

« ان الله اشتری من المؤمنین انفسهم و اموالهم بان لهم الجنه یقاتلون فی سبیل الله فیقتلون و یقتلون وعداً علیه حقاً فی التوراه و الانجیل و القرآن و من اوفی بعهده من الله فاستبشروا ببیعكم الذی بایعتم به و ذلك هو الفوز العظیم »

سوره توبه 111

حسین در آغوش مادر است . پیامبر او را از آغوش مادر گرفت و فرمود خدا قاتل تو را از رحمت خود دور كند و آن كه ترا و خانواده یاریگرت را از مقامتان باز می دارد لعنت كند و از رحمت خود دور كند و بین من و آنان كه بر علیه تو جنگیدند حكم كند .

مادر چون این چند دعای پیامبر را بشنید سراسیم گفت :

پدر جان چه می گویی ؟

پیامبر : دختر عزیزم از مصیبتی كه بعد از من و بعد از تو بر او وارد می شود یاد كردم به یاد اذیت ها ، ظلم ، ستم و حیله هایی كه بر حسینم روا می شود افتادم . دخترم در آن گاه حسینم در بین گروهی است كه آنان چون ستارگان آسمان می درخشند و به سوی شهادت می شتابند تا فرزندم را یاری كنند .

گویی اكنون به لشگرگاه و خیمه گاهشان و تربتشان می نگرم .

فاطمه : پدر جان آنجا كه می گویی كجاست ؟

پیامبر : آنجا كربلاست همانجایی كه خانه كرب و بلا بر ما و براست است برترین امتم بر می خیزند و ستم ها می كنند .اگر همه كسانی كه در آسمان ها و زمین ها نیز برای یكی از اینان شفاعت كنند پذیرفته نخواهد شد و در آتش مخله اند .

فاطمه می گریست و فرمود : پدرم پس حسینم كشته می شود .

آری پدر جان كشته می شود و كسی چون حسین تو پیش از او نیست كه آسمان ها بر او می گریند . زمین ها گریان اویند و فرشتگان بر او گریان اند . وحش ، گیاهان ، دریاها و كوهها بر حسین تو می گریند .و اگر زمین اجازه داشت پس از مصیبت فرزند تو كسی را روی خود باقی نمی گذاشت

دخترم ! اما در آینده گروهی از دوستان ما می آیند كه در روی زمین آگاه ترین به خدا هستند و حق ما را بر پا می دارند كه چون آنان كسی نمی تواند چنین كند و كسی در روی زمین جز آنان نیست كه متوجه او گردد .آنان چراغهایی درخشان در تاریكی های ستم اند و آنان شفاعت می كنند و آنان فردا در كنار حوض كوثر بر من وارد می شوند .

 آن گاه كه بر من وارد می شوند آنها را به سیمایشان می شناسم و هر اهل دینی در پی امامنشان هستند . و آنها در پی ما هستند و ما را جستجو می كنند و در پی غیر ما نیستند . اینان پایه های زمین اند و بخاطرشان باران می بارد .

 فاطمه زهرا (س) فرمود : پدرم ! و گریست و بسیار گریان شد . پدر فرمود : ای دخترم برترین اهل بهشت ، شهیدان دنیا هستند . جان ها و مالهاشان بخشودند تا :

بان لهم الجنه یقاتلون فی سبیل الله فیقتلون و یقتلون وعدا علیه حقا .

پس آنچه در نزد خداست از دنیا و آنچه در آن است بهتر است . كشته شدن آسانتر از مردن است . آنكه برای او شهادن نوشته شده است قتل حتی تا بسترش خواهد آمد و آنكه كشته نشود پس به زودی خواهد مرد .

 ای فاطمه عزیز دختر محمد آیا در برابر شهادت فرزندت دوست نداری كه در مقام حساب الهی دستور و فرمان تو كارساز است !

آیا به شهادت فرزندت راضی می شوی در حالیكه او از حاملین عرش الهی است . آیا راضی می شوی در حالیكه پدرت در قیامت به نزد او می آیند و شفاعت او را درخواست می كنند ؟ آیا راضی می شوی در حالیكه شوهرت از حوض كوثر تشنگان از دوستانش را سیراب می كند ؟ آیا راضی می شوی در حالیكه شوهرت قسیم الجنه و النار است ؟ آیا به شهادت فرزندت حسین راضی می شوی ؟

در حالیكه در روز حساب به فرشتگان كه در اطراف آسسمان هستند می نگری . آنان دیده به تو دوخته اند و به فرمان تواند و به شوهرت علی می نگرند در حالیكه خلایق حاضرند و او در نزد خدا از ستم مردمان شكوه می برد .

پس می نگری كه خدا قاتل فرزندت و قاتلان خودت و شوهرت را به آتش درآورد ؟

آیا به شهادت فرزندت راضی می شوی ؟

در حالیكه فرشتگان برای حسینت اشك می فشانند و همه چیز بر او تأسف می خورد ؟

آیا به شهادت فرزندت حسین راضی می شوی ؟

در حالیكه هر كس به زیارت او نائل شود در ضمانت الهی قرار می گیرد در حالیكه ثواب زیارت او چون حج عمره است و لحظه ای از رحمت الهی دور نگردد و چون زائر فرزندت بمیرد مرگ او شهادت محسوب می گردد و اگر باقی بماند فرشتگان حافظ تربت حسین برای زائر حسین دعا می كنند و پیوسته در حفظ الهی است و پیوسته در امن الهی است تا دنیا را مفارقت كند .

فاطمه گفت : پدر تسلیم شدم و راضی گشتم و بر خدا توكل می كنم .

پیامبر دست بر قلب زهرایش نهاد و با انگشتان اشكهای چشم دخترش پاك كرد و فرمود من و شوهرت و تو فرزندانت در جایگاهی هستیم كه چشمانت روشن است و دل و قلبت شاد .

 




طبقه بندی: محرم و امام حسین (ع)،
آخرین مطالب
درباره وبلاگ

عصر یک جمعه دلگیر دلم گفت بگویم
بنویسم که چرا عشق به انسان نرسیده است
چرا آب به گلدان نرسیده است
چرا لحظه باران نرسیده است
هر کس که در این خشکی دوران
به لبش جان نرسیده است به ایمان نرسیده است
و هنوزم که هنوز است ، غم عشق به پایان نرسیده است
بگو حافظ دلخسته ز شیراز بیاید
بنویسد که هنوزم که هنوز است
چرا یوسف گمگشته به کنعان نرسیده است
چرا کلبه احزان به گلستان نرسیده است
خداوند گواه است دلم چشم به راه است
ودرحسرت یک پلک نگاه است
ولی حیف نصیبم فقط آه است
تویی آئینه ،روی من بیچاره سیاه است
وجا دارد از این شرم بمیرم که بمیرم
عصر این جمعه دلگیر وجود تو کنار
دل هر بی دل آشفته شود حس
مجموعه مثل خدا
مجموعه مثل خدا
آمار سایت
بازدیدهای امروز : 1 نفر
بازدیدهای دیروز : 1 نفر
كل بازدیدها : 6 نفر
بازدید این ماه : 4 نفر
بازدید ماه قبل : 2 نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :